Pipty Pipty

جولای 10, 2009 - Leave a Response

می گفت دیگه تو دنیا استعمار و استکبار معنی نداره . می گفت به قول ملوان های فیلیپینی، پیپتی پییتی شده. 50-50. برد – برد. کسی نمی خواد سر کشور دیگه ای کلاه بگذاره…

اینجا ایران، شایدم اینجا تهران. از چی بنویسم. فعلآ همه چی سیاست شده. هر جا میرم. شعار روی پول. ایده های فضایی برای اعتراض. کشته شدن همشهریها. پیدا کردن مقصرین. امروز سایتی دیدم که لباس شخصیها رو شناسایی کرده بود با عکس و حتی آدرسشونم داده بود. تو دنیا اون زن مصری که کشتنش. جدال تو چین. احمدی نژاد و اون حشره. پور سرخ هرشب.18  تیر میری انقلاب و یاد 18 تیر 78 میفتی که 13 سالت بود و روزنامه می خوندی و 18 تیر گاز اشک آور خوردی. همیشه 50 تومنی رو دوست داشتم. دوست داشتم برم توش. چی مونده از حرارتم. سیاسی نویسی تو وبلاگا شده مد. از ندا نوشتن و شرکت تو شلوغیها فقط شده مد. هیچ چیز اصالت نداره.  همت  و چه گورای   سانتی مانتال و لوکس شده.

داشتم با یکی از افوام اختلاط می کردم. بهتر بگم برادر ناتنیم. بین زندگی من و مادرم و زندگی پدرم و خونوادش یک دنیا اختلاف طبقاتی هست. مادر من معلم و اونا… برادرم از مسافرت خارجی چندین بارش می گفت و پرواز دوباره دوشنبه اش.  13   سالشه. اختلاف طبقاتی، و من زندگی با مادرم رو انتخاب کردم. نمی تونم. زندگی لای شما جماعت پولدار بهم نمی سازه. وقتی میرم اونجا درک نمی کنم. نمی فهمم. عصبی می شم. لوکس و سانتی مانتال زندگی کردن. نمی تونی بهشون نزدیک بشی حتی اگر پدرت باشه یا نزدیکانت. پول رو درک نمی کنم. یعنی بلد نیستم با مرفهین حشر و نشر کنم. براشون میشم شعار، براشون میشم عدالت. خودمم عذاب می کشم. عذاب. عذاب از فقر جامعه. فقری که باعث میشه هم دوره ایت تو حموم خوابگاه بخواد از زور فقر رگش رو بزنه. امشب دارم خیلی چرت و پرت می گم.

در آخر می ماند شیطنت اون خانوم  تاجیکه تو سریال در چشم باد. شیرین است. شیرین…

لا عدالتی…

جولای 8, 2009 - 7 Responses

چرا فخری که یک ماشین 100 میلیونی به یک ماشین 50 میلیونی می فروشه، یک ماشین 8 میلیونه به یک ماشین 4 میلیونی نمی تونه بفروشه؟!

پ.ن: تو اتوبوس نشستی داری برای 10 روز برمیگردی خونه برای تعطیلات. همینجور داری با گوشیت  ور میری  و هی داری sms آخری رو که نوشته بودی  برای بار ششم resend می کنی، بیخبر از اینکه دوباره شبکه قطع شده. نزدیکهای تهران که می رسی می بینی تهران تو غبار گم شده. حرفهای پشت سریهات از دزدیهاشون تو سفر کاری به Dubai و خنده های ریز ریزشون تو رو به یاد سیاست می اندازه. لجت می گیره و یکدفعه یاد پنیری میفتی که صبح یکشنبه ها با نیمرو می دادند و حالا به خاطر اصلاح الگوی مصرف نمی دهند. ذهنت میره جلوتر،  یک دریانوردی و دغدغه بازپسدهی پول بورسیت رو داری، یاد بچه های 85 می افتی که 3 ماه اول کارورزیشون با شرکت نفتکش قرارداد کدت-ملوانی بسته بودند و در عین اینکه کار یک ملوان رو می کردند، آموزش Officer یشون رو هم می دیدند و روزی 40 دلار هم می گرفتند. اما 3 ماه دوم که سوار کشتی شدند به عنوان (کارورزی یک افسر کشتیهای تجاری) Cadet   سوار شدند. یعنی مثلآ با کلاس تره اما باید همون کار ملوان رو بکنند و روزی 30 دلار هم بدهند بابت آموزش. یعنی 9 ماه کارورزی باقیمانده باعث میشه 10 میلیون به هزینه بورسیشون اضافه بشه. باز هم اصلاح الگوی مصرف. بیشتر فکر نمی کنم که عصبی بشم، زود نتیجه گیری میکنم؛ نتیجش این میشه که به جای الله اکبر گفتن و 20 نفر کشته دادن، بهتر بود از همون اول رای نمی دادیم.

پ.ن 2: عصرها بعد از شام ساعت 7، میام لب آب تا کنار مردم بودن یادم نره. داشتم برای خودم دلستری میزدم که دیدم تو آلاچیق بغلی یک آقای خوش برو رو و خوش هیکلی دارند گریه  می کنند. 3 تا خانم خوشگل تر و خوش هیکل تر هم داشتند ایشون رو نوازش میکردند. با بی خیالی خاص خودم پرسیدم مشکلشون چیه و 3 تا خانم که دقیقآ منتظر همین پرسش بودند به صورت کاملآ هماهنگ گفتند؛ تو زندگیش همه چی داره اما انگیزه نداره و اینگونه بود که من عبرت گرفتم.

پ.ن  3: کشتی ای که تازه تحویل و نو باشه و هنوز بارگیری نکرده باشه اصطلاحآ بهش عروس یا باکره میگویند.

?! TWO… NO THREE…OK

جولای 3, 2009 - 11 Responses

هر دو نفری، یک چیزائی بینشون هست که اگه 3 نفره بشه؛ مسخره، مضحک، زشت یا تاسف بار جلوه میکنه…

پ.ن: از الان تا سال دیگه همین موقع به جز تعطیلات عید و یک مدتی تو شهریور، تو دانشگاهیم. سال دیگه همین موقع ها میرم دریا و از همین الان به شدت هیجانش رو دارم.

پ.ن 2: یک کاپیتانی داریم که این مرد میدان مغناطیسی داره. به شدت جنتلمن. به شدت بزرگوار. الان که می خوام ازش تعریف کنم فشار خونم میره بالا. واقعآ وقتی کنارش هستی از دنیا و خلقت خودت لذت میبری. اگه دختر بودم حتمآ آره…

پ.ن 3: یک کتاب خوب برای 10 روز تعطیلاتم معرفی کنید. لطفآ…

پ.ن 4: می دونستید جنسیت کشتی در زبان انگلیسی مونث است.   …SHE

مارلون براندو…

ژوئن 6, 2009 - 5 Responses

درک نکردن دیگران و احساس نداشتن نسبت به دیگران فاجعه است.

انسانهایی تهاجمی، بی بند و بار و زورمند که در زندگی دیگران دخالت می کنند. این تیپ انسان ها به هیچ چیز پاسخگو نبوده  جز به آنچه که خودشان اصرار دارند. هیچگاه به رفتار و قضاوت های خود شک نمی کنند. مردانی از لحاظ  جسمی بسیار قوی، به لحاظ آگاهی بسیار ضعیف و از نظر صحبت تهاجمی که فقط از روی غریزه عمل می کنند.

پ.ن: سر کلاس بودم؛ کشوی میز رو کشیدم بیرون و دیدیم یک کتاب از مارلون براندو اونجا بود با نتی از کتاب. این نوشته رو از نت اون کتاب برداشتم. خیلی از متنش لذت بردم.

پ.ن 2 : کاش نفر پنجمی هم بود که به اون رای می دادم.

پ.ن 3: بین شما هفتاد میلیون آدم کدومتون روز 14 خرداد از ساعت 8 صبح تا  5 بعد از ظهر رفتید کلاس؟! کلاس کارگو داشتیم. جمعه جالبتر شد چون مردم کنارمون لب آب میزدن میرقصیدن اونوقت ما داشتیم امتحان می دادیم. نمی دونید شمال چه صحرای محشری بود.

خنده های بریده بریده…

می 30, 2009 - 5 Responses

تشریف بیار گورت رو گم کن …

پ.ن: دیدید خیلی وقت ها آدم می خواد خیلی صادقانه و متواضعانه یک مسئله ای رو توصیف بکند اما تمام جمعی که مخاطبمون هستند، این توصیف رو به خودشیفتگی یا به قول معروف؛ کلاس گذاشتن ما تعبیر می کنند. تو اینجور شرایطی که حداقل با خودمون صادق هستیم و می دونیم نفس کارمون فقط توصیف هست نه کلاس گذاشتن، باید با اعتماد به نفس حرفمون رو بزنیم یا به خاطر پیشگیری از هرگونه سوء تفاهم، از گفتن گفته هامون چشم پوشی کنیم؟ یک دوستی بهم می گفت آدمهایی که باعث سوء تفاهم می شوند آدمهای موفقی نیستند.

WIN

می 23, 2009 - 4 Responses

می گفت محکوم به برده، یعنی میشه یک آدم محکوم به برد باشه؟!

O L D

می 8, 2009 - 9 Responses

هیچی مثل یک آلبوم قدیمی نمی تونه آدم رو تکون بده، متوجهی که چی می گم…

پ.ن: گاهی واقعآ احساس می کنم که احتیاح دارم با یک جنس لطیف صحبت کنم، اما با شرایطی که دارم می ترسم آرامشم به هم بخوره.

LOVELY

می 5, 2009 - 5 Responses

همه بدبختی هام از اینه که خدا دوستم داره…

?!SOLUTION

آوریل 21, 2009 - 5 Responses

ازدواج کنید، حتی اگر نمی توانید !!!

خو…دت

آوریل 15, 2009 - 14 Responses

اینکه آدم خود واقعیش رو نشون بده سخته یا اینکه خود واقعیش رو پنهان کنه سخته؟!