18 تیر. من 13 سالم بود. من خیلی سیاسی بودم. من روزنامه می خواندم. من خرداد و حیات نو و سلام میخواندم. من کیهان هم می خواندم. من قتلهای زنجیره ای را شنیده بودم. من قبلترش، ماجرای میکونوس را شنیده بودم. من اسم فروهر را شنیده بودم. زنجیره ای. من 18 تیر را یادم هست. من طفل بودم اما میفهمیدم. من یادم هست که اتوبوس نبوت-انقلاب تا میدان فردوسی بیشتر نرفت. من یادم هست که برای اولین بار، پلیس ضد شورش دیدم. هیچکس نمیدانست که من میفهمم. دانشجو نبودم، اما میفهمیدم. من 18 تیر را میفهمیدم. من سوزش گاز اشک آور را میفهمیدم. من شورش را میفهمیدم و دانشجو را. میفهمیدم که کوی دانشگاه، خوابگاه دانشجویان است، اما گویی یک سردار نیروی انتظامی نمی دانست. من میفهمیدم باتوم چیست. من می فهمیدم. من طفل بودم اما طفل نبودم. من اهل نارمک بودم، اما امیرآباد را بلد بودم. 18 تیر. حالا طفل نیستم و احمد باطبی هم در آمریکاست. من دانشجو هستم. من الان هم طفل هستم. من نمی توانم حقم را بگیرم، پس من همان طفل 18 تیر هم نیستم. آن موقع بزرگتر بودم. آن موقع جرئت داشتم.

دانشجویای اون 18 تیر کجا دانشجویای این 18 تیر کجا ….
میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است ….
زرشک به این مملکت …
سلام
راستی یه چیز یادم رفت بگم خیلی دوست دارم باهات تبادل لینک داشته باشم البته اگر شما هم مایل باشید:)
سلام و پیروز باشید.
نه بالای رودخانه…نه ÷ایین رودخانه…خود رودخانه…
18 تیر…من هم یادم است…من ان دست خونی را یادم است…
جرات!!!
18 تیر طفل نبودی…
بزرگ بودی…
الان طفل شدی…