تشریف بیار گورت رو گم کن …
پ.ن: دیدید خیلی وقت ها آدم می خواد خیلی صادقانه و متواضعانه یک مسئله ای رو توصیف بکند اما تمام جمعی که مخاطبمون هستند، این توصیف رو به خودشیفتگی یا به قول معروف؛ کلاس گذاشتن ما تعبیر می کنند. تو اینجور شرایطی که حداقل با خودمون صادق هستیم و [...]
Archive for می, 2009
خنده های بریده بریده…
می 30, 2009
WIN
می 23, 2009
می گفت محکوم به برده، یعنی میشه یک آدم محکوم به برد باشه؟!
O L D
می 8, 2009
هیچی مثل یک آلبوم قدیمی نمی تونه آدم رو تکون بده، متوجهی که چی می گم…
پ.ن: گاهی واقعآ احساس می کنم که احتیاح دارم با یک جنس لطیف صحبت کنم، اما با شرایطی که دارم می ترسم آرامشم به هم بخوره.
LOVELY
می 5, 2009
همه بدبختی هام از اینه که خدا دوستم داره…