فقر. چیزیه که آزار می ده. وقتی فقر رو، می بینی. فرض کن یکی با شیشه نوشابه شکسته بکشه روی بازوت، انگار همین کار رو یکی داره با روحم می کنه. وقتی اینجا توی خوابگاه می شینم پای درد دل یک جوون، جوونی از جوونهای این مملکت که در محرومترین مناطق و شرایط زندگی می [...]
بایگانیِ جولای, 2009
ف…ق ق ق…ر
جولای 28, 2009
ضدّ بَ…شر
جولای 25, 2009
از نظر روحی در شرایطی قرار دارم که آمادگی هر گونه جنایتی رو دارم.
چ…ر…ک
جولای 23, 2009
بنا بر توهین نیست؛ به هیچ وجه، اما نمی فهمم، نمی دونم و درک نمی کنم چرا افراد مرفه؛ هیچ وقت قدرت تمیز دادن این رو ندارند که چی رو میشه با پول خرید و چی رو نمیشه. فکر می کنم این جور افراد مسئولیت بیشتری نسبت به جامعه دارند، چون بخشی از میزان افسردگی [...]
YOUR BOOK IS MY BOOK
جولای 19, 2009
کسی هست که فقط و فقط و فقط، یک کتاب خوب داشته باشه که دیگه نخوادش و به من هدیه بده؟ اگر هست بگه تا کد پستی بدم. اینجوری می تونید در بالا بردن سرانه مطالعه کشور سهیم باشید!!!
پ.ن: شمال الانا واقعآ هواش مناسبه. لباسهامون رو هم دادن و می پوشیم و هر روز کلی [...]
GOODBYE TEHRAN
جولای 15, 2009
فردا صبح بر می گردم دانشگاه. یک ماه شبانه روز کلاس داریم. جمعه از 8 صبح تا 4 بعد از ظهر Search and Rescue داریم. خودم درست نمی دونم چیه !!! جالب اینجاست که کلی بدبختی کشیدیم و کلی نامه نگاری کردیم تا تابستون هم کلاس داشته باشیم. می گفتند به خاطر اصلاح الگوی مصرف [...]
ONE HUNDRED
جولای 14, 2009
بدون شلوغ کاری بگم؛ امروز یکی از دوستانم که گرفته بودنش آزاد شد. باورت میشه اگه بگم با وثیقه 100 میلیونی. 100 میلیون. شبی که گرفتنش تا 2 شب هیشکی نمی دونست کجاست. بعدش حدس زدیم گرفتنش. بعد از 4 روز پیگیری فهمیدیم اوینه. لیست می زنند. از چیزهایی که می گفت هم نمی خوام [...]
ف…ا…د…ر
جولای 13, 2009
داشتم کتاب می خوندم. یکدفعه چیزی خوندم و پریشون بودم؛ پریشون تر شدم. میدونی، تا وقتی بچه بودم. تا وقتی مدرسه می رفتم حتی سال اول و دوم و سوم دانشگاه(قبلی) هم هیچ وقت نبود پدر رو احساس نکردم. هیچ وقتی نبود که آرزو کنمش، یا گله کنم و بگم کاش داشتمش. در حالیکه کسانی [...]
بازگشت همه، به سوی اوست؟!!!
جولای 12, 2009
پریشانم… پریشانم… پریشانم…
مادری را تصور کن که پسری 19 ساله از دست داده… نمی فهمم… گیجم… جنازشو دادن به مادرش… مادر…
گیجم… عکسش رو دادن … شناسائیش کن… گلوله خورده… پروردگارا…
سهراب…پسر رستم…سرخ آب…تابش سرخ…
LOW LEVEL
جولای 12, 2009
دستشوئی ما، بهترین دستشوئی دنیاست، چون کلید چراغش بیرونه و قبل از اینکه وارد اون فضای تاریک بشی میتونی روشنش کنی. آره…
پ.ن: کافه پیانو رو خریدم و تا جمعه که میرم، می خونمش.
پ.ن 2: قبر مرحوم ندا آقا سلطان؛ قطعه 257، ردیف 41، شماره 32.
پ.ن 3: سهراب اعرابی…
Pipty Pipty
جولای 10, 2009
می گفت امروزه روز تو دنیا، استعمار و استکبار معنی نداره . می گفت به قول ملوان های فیلیپینی، پیپتی پیپتی شده. 50-50. برد-برد. کسی نمی خواد سر کشور دیگه ای کلاه بگذاره…
اینجا ایران، شایدم اینجا تهران. از چی بنویسم. فعلآ همه چی سیاست شده. هر جا میرم. شعار روی پول. ایده های فضایی برای [...]